دفاع از پایان نامه ی مامانی



سلام سلام
خوبی مامان
مبارکههههههههههه. بالاخره مامانت دفاع کرد و راحت شد![]()
سه شنبه ی هفته ی پیش با بابایی و بابازارع رفتیم کاشان. و چون دکتر خیلی سفارش کرده بود منم همش مواظب بودم که شما اذیت نشی. تقریبا بیشترشو عقب ماشین دراز کشیده بودم و فردا صبحش باهم رفتیم سرجلسه ی دفاع.
موقع ارایه ام شما هم واسه خودت گوش میدادی و ساکت بودی اما موقعیکه داورها از مامانی سوال پرسیدن، یه تکون خوردی مثل اینکه میخواستی از مامانت دفاع کنی


آخرش مامان با نمره ی 19.98 تونست از پایان نامه ی ارشدش دفاع کنه (خداروشکر)
بعدش همگی با هم رفتیم قمصر واسه ناهار که خیلی خوش گذشت و عصرش هم رفتیم قم. چقدر زیارت عالی بود و واسه روحیه ام لازم. با هم حضرت معصومه (س) رو زیارت کردیم.
انشالله خدا قسمت کنه بازهم با هم از این سفرها بریم. همش پیش خودم میگفتم انشالله دفعه ی دیگه که بیام زیارت، محمدپارسا تو بغلمه
پنجشنبه ظهر راه افتادیم سمت خونه و شب حدودا ساعت 10 شب بود که رسیدیم خونه. خیلی فشرده بود اما عوضش خیلی خوشحال بودم و خوش گذشته بود بهم.
خدایا بابت همه چیز شکرت....... ممنون که مامانو دعا کردی



راستی امروز داشتم وضعیت نینی توی هفته ی 25 و میخوندم. به یه نکته جالب برخورد کردم:
توی این هفته مشخص میشه که شما دست راست هستید یا دست چپ. فکرشو بکن 


به خدا میسپارمت.... راستی عیدتم مبارک. امروز میلاده حضرت ابوالفضل(ع) هستش.
درپناه حق


دفاع از پایان نامه ی مامانی 
